logo

قسمت دوم-مقالات مدیریتی

Print Friendly

طی پژوهش یادشده مشخص گردید شرکتهای رهسپار تعالی طی سالهای جهش، تحت مدیریت سطح پنجم یعنی بالاترین سطح در سلسله مراتب مدیریتی، که در راس دیگران است، بوده اند.

سطح پنجم- مدیرخلاق یا رهبر:

با آمیزه ای از فروتنی فردی و جسارت حرفه ای به دستاوردهای عالی و پایدار دست می یابد.

سطح چهارم- مدیربانفوذ:

مسئولیتهای خود را انجام میدهد، دیدگاه روشن  وگیرایی را به شدت دنبال میکند و معیارهای عملی عظیم تری راایجاد می کند.

سطح سوم: مدیرکارآمد:

افراد و نیروها را به پیگیری موثرو پربازده اهداف از پیش تعیین شده سوق میدهد.

سطح دوم: عضو گروه مشارکت:

توانمندیهای فردی را صرف نیل به اهداف می کند و در یک کار گروهی بطورموثر با دیگران همکاری می کند.

سطح اول: فردی با توانمندیهای فوق­العاده:

با کمک استعداد، علم و مهارت و عادات کاری شایسته، همکاری موفقیت آمیزی از خود نشان می­دهد.

در مقایسه با مدیران همتراز، رهبران سطح پنجم علاوه بر دارابودن تمام خصوصیات مدیران چهاررده پائین تر از خود، افرادی متواضع، ساکت، موقر و حتی کم­رو هستند و ترکیبی متناقض از تواضع انسانی و جسارت حرفه ای را در کار خود دارند. آنها بطرزی باورنکردنی جاه طلبند، اما این جاه طلبی در وهله اول و قبل از هرچیز برای سازمان است ، نه برای خودشان.  و به دور از خودخواهی و غرور به هدفی بزرگتر یعنی ساختن یک شرکت عالی می اندیشند. او می خواهد شرکت حتی در نسل بعد از خود موفق تر باشد . بدین لحاظ مدیران پس از خود

را به گونه ای انتخاب می کند که به هدف یادشده نزدیک شود. درحالی که در بیش از سه چهارم شرکتهای همتراز، رهبران خودمحورِ سطح چهارم، کسی را برمیگزینند که شکست بخورد یا عملکرد ضعیفی داشته باشد، و تنها به موفقیت خود می اندیشند.

مدیران سطح پنجم دارای نوعی تواضع قابل احترام بوده و کمتر خود را مطرح میکنند. به ظاهر فردی عادی و بدون هیاهو که نتایج فوق العاده ای بدست می آورد. آنها دارای اراده کاری تزلزل ناپذیربوده و با تلاشی پیگیر و خستگی­ناپذیر سعی در کسب نتایج با ثبات دارند و هرآنچه برای به اوج رساندن سازمان لازم باشد، انجام داده و در این راه مهم نیست که تصمیمات تا چه حد حساس یا دشوار هستند. آنها تبعیض به سود خویشاوند باور نداشته و تصدی امور را به بهترین کسانی که می شناسند، می سپارند و ارتباط خانوادگی یا طول دوره تصدی متضمن واگذاری تصدی پستی حساس برای آنها نیست. رهبران سطح پنجم به هنگام کسب موفقیت با ذکر عامل شانس، آن را به عوامل بیرونی و

غیر از خود نسبت داده و به هنگام شرایط نامطلوب، به آینه می نگرد و مسئولیت را به عهده می گیرد.

با توجه به نتایج به دست آمده، تمامی مدیران شرکتهای رهسپارتعالی، چه از نوع صنعتی، مصرفی، خدماتی یا تولیدی در وضعیت بحرانی یا غیر از آن، کوچک یا بزرگ، در زمان جهش دارای مدیران سطح پنجم بوده اند که ده تن از آنان

برخاسته از درون سازمان بوده اند و درتمام یازده شرکت، پست های مهم از جمله مدیرعامل بعهده رهبران سطح پنجم بوده است.

براساس فرضیه جیم کالینز، افراد به دو گروه تقسیم میشوند:عده ای بالقوه توانایی تبدیل شدن به رهبری سطح پنجم را دارند و عده ای دارای این توانایی هستند.رهبران سطح پنجم بالقوه در جامعه وجود دارند.بسیاری از افراد پیرامون ما ظرفیت تبدیل شدن به رهبری سطح پنجم را دارند.فقط کافی است بدانیم چه چیزی را جستجو کنیم و توجه داشته باشیم بسیاری از مردم قابلیت رشد تا سطح پنجم را دارند.خصوصیات سطح پنجم شما را قادر می کند سایر یافته ها

را به کار بندید و سایر یافته های این پژوهش به شما کمک می کند به سطح پنجم برسید.

خلاصه: ابعاد دوگانه رهبری سطح پنجم