logo

قسمت اول-مقالات مدیریتی

Print Friendly

از خوب به عالی

نویسنده:جیم کالینز

   آیا تا به حال به این نکته توجه کرده اید که در بیشتر مواقع در سطح جامعه، سازمان، زندگی و ….  تنها برای رسیدن به سطحی خوب تلاش کرده اید و با رسیدن به آن، بدان قانع می شوید. کتاب حاضر با ذکر این جمله که خوب دشمن  عالی است، ذهن مخاطبان خود را به این سمت سوق می دهد که چرا تلاش نکنیم که از خوب به عالی برسیم؟

بارها و بارها درخصوص آدم ها، سازمان ها و شرکتهای موفق شنیده و خوانده­ایم.اکثر آنها همیشه عالی بوده اند و همواره به دنبال این بوده ایم که راز موفقیت آنها را شناسایی کنیم . ولی حقیقت اینست که بسیاری از آنها از همان اوایل زندگی خود به واسطه شرایط محیطی و امتیازات ویژه ای که در اختیار داشته­اند، با ویژگی های عالی بودن آشنا گشته اند. اکنون این سوال مطرح است، آن دسته که خوب بوده اند ولی عالی نبوده­اند، چگونه می تواند به مرحله عالی بودن و تثبیت وضعیت شان اقدام کنند؟

پاسخ به این سوال سبب شکل گیری یک تیم تحقیق 21 نفری گردید که به مدت 5 سال فرآیند تحقیقی خود را دنبال نمودند تا دریابند چگونه شرکتهایی از موقعیت خوب به عالی رسیده­اند. نتایج حاکی از آن بود که تقریباً هر سازمانی می تواند بطور بنیادین سطح و عملکرد خود را ارتقاء بخشد، شاید به سطح عالی برساند، مشروط براینکه چارچوب باورهای بدست آمده از این تحقیق را آگاهانه بکار بندد.

فرآیند تحقیقی گروه یادشده به سرپرستی جیم کالینز در 5 مرحله انجام پذیرفت.

اولین کار این گروه پیداکردن شرکتهایی بود که الگوی رهسپاری تعالی را نشان می دادند. این کار با تجزیه و تحلیل مالی شرکتهای یادشده صورت می پذیرفت. یعنی آن دسته شرکتهایی که طی 15 سال، دارای سودهای سهام مرکب درحد عادی بازار یا پائین تر از آن بودند، اما در یک مرحله خاص، میزان سودمرکب آنها حداقل سه برابر بازار سهام رسیده بود. دنبال کردن این چارچوب سبب می گردید که شرکتهایی که به واسطه خوش شانسی برای مدتی سیر رشد را طی کرده بودند، یا بواسطه تصدی یک مدیر برای مدتی مراحل سیرتعالی را طی کرده بودند، از این دسته بندی حذف گردند. دومین عامل تعیین کننده شرکتهای رهسپار تعالی، این بود که شرکت یادشده الگوی خوب به عالی را فارغ از نوع صنعت خود نشان دهد، در غیر اینصورت از لیست حذف میگردید.

پس از غربالگری، گروهی متشکل از 500 شرکت(از سال 1965 تا 1995) نام یازده شرکت رهسپار تعالی مشخص گردید که بسیار تعجب برانگیز بود.  چه کسی فکر میکرد شرکت فانی می بتواند از جی ای و کوکاکولا پیشی بگبرد؟ یا والگرینز بتواند اینتل را پشت سر بگذارد؟

درمقابل شرکتهای رهسپارتعالی، دو دسته شرکتهای هم تراز انتخاب شدند. سری اول شرکتهایی که کاملاً همسطح بودند، یعنی در هنگام تحول از فرصت های مساوی و منابع یکسان برخوردار بودند، ولی جهشی از خوب به عالی نداشتند. سری دوم شرکتهای همتراز اما بی ثباتی که تغییرات کوتاه مدتی بسوی تعالی داشتند، ولی آن را حفظ نکردند. بااین کار نقاط مشترک شرکتهای رهسپارتعالی و همتراز مشخص گردید.

تمام مقالات منتشر شده درخصوص 28 شرکت در طول 50 سال قبل جمع­آوری گردید و تمام مطالب از قبیل: خط مشی، تکنولوژی و مدیریت بررسی شد. بامدیران شرکتها صحبت شد، تحلیل کیفی و کمی در مقیاس وسیعی از سودآوری تا پاداش های پرداخت شده به مدیران، سیاست کلی و تعدیل نیروی کار تا سبک مدیریت، ترازهای مالی و گردش کار مدیران موردبررسی قرارگرفت.

یک فرآیند فعل و انفعالی که با جابجا کردن ایده ها، بسط دادن  و مقایسه آنها با داده ها، تجدیدنظر کردن درباره آنها، ساختن یک چارچوب تازه و سپس تردید در درستی آنها بواسطه یافتن شواهد جدید و آنگاه بازسازی دوباره آنها صورت پذیرفت و سرانجام چارچوبی، که از آن به عنوان چرخه رشد می توان نام برد، بوجود آمد که دارای یک فرآیند سه مرحله ای: افراد منضبط، افکار منضبط و عملکرد منضبط بوده و درهریک از این مراحل دو مفهوم مهم نهفته که به عنوان قوانین ثابت فرآیند رهسپار تعالی، به این موضوع می پردازد که شما چگونه درخصوص نتایج عالی هرتعریفی را که به بهترین شکل با سازمان شما انطباق دارد، در نظر بگیرید. شکل شماره 1 چرخه و شکل کلی فرآیند رهسپاری به تعالی را نشان میدهد.